شعر عاشقانه
ناگهان چقدر زود دیر می شود!
موضوعات
کدهای کاربر

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

 

در من طلوع آبی آن چشم روشن

یادآور صبح خیال انگیز دریاست

 

بیهوده می کوشی که راز عاشقی را

از من بپوشانی که در چشم تو پیداست

 

ما هردومان خاموش خاموشیم اما

چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست

 

گل کرده باغی از ستاره در نگاهت

آنک چراغانی که در چشم تو برپاست

 

بگذار دستم راز دستت را بداند

بی هیچ تردیدی که دست عشق با ماست

 

دیروزمان را با غروری پوچ کشتیم

امروز هم زان سان ولی آینده ماراست

 

حسین منزوی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 09:42 ب.ظ ] [ سید رضا هاشمی ]

هرچندکه اندام تو برف سبلان است

از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است

 

 

یک شهر در این عرضه تقاضای تو دارد

تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است

 

 

بازار طلا نیست اگر موی طلاییت

با هر وزش باد چرا در نوسان است؟

 

 

سر ریز شدم از یقه پیرهن از بس

در عشق تو سیال تنم در فوران است

 

 

تا بره چشمان ترا گرگ ندزدد

در مرتع گیسوت،دلم چشم چران است

 

 

هر بار که تبخیر شد از ذهن خیالت

آن سوی دگر خاطره ات در میعان است

 

 

رویای من این بود که همراه تو باشم

افسوس که در دست تو دست چمدان است

 

 

باران تنت کاش بر این خانه ببارد

هر چند که بخت بد من ، قطره چکان است!

 

مجید آژ


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 09:40 ب.ظ ] [ سید رضا هاشمی ]

بین گیسوی تو هم گل های شب بو لازم است؟ !

 تـــوی دستان تو هــم آیا النگـو لازم است؟ !

 

 تا شود توصیف چشم و گونــه و لب های تو

 باغـــی از بـادام و سیب و آلبالـو لازم است

 

 بــس ظریفی نووک انگشتم خراش ات میدهد

 تــا کنــــم لمس تن نازت پر قــو لازم است

 

 چشم زن های عرب هم مثل چشمان تو نیست

 در رقابت بـا نگـــاهت چشمِ آهــو لازم است

 

 شاعرک ها طبع شان لال است از توصیف تـو

 بَهرِ تــو صـد "منزوی"ْ مردِ غزلگو لازم است

 

 تُرْش رویــی هم بکن شیرین عسل بانوی من

  گـــاه گـــاهی قاطی فالوده لیمو لازم است

 

کنعان محمدی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 09:40 ب.ظ ] [ سید رضا هاشمی ]

پیراهن تو بر تنِ این شعر گشاد است

در وصف تن ات شاعر ناکام زیاد است

 

در حسرت فتح ات، قلمِ شاعر و نقاش

زیباییِ تو، کار به دست همه داده ست!

 

شاید قلم فرشچیان معجزه ای کرد

«بازار هنر» چند صباحی ست کساد است!

 

جز خنده، سزاوار برای دهنت نیست

نقاشیِ رنگِ لبت این قدر که شاد است

 

یک کار فقط روسری ات دارد و آن هم

بر هم زدن دائم آرامش باد است!

 

من شاعرم و در پی مضمون جدیدم

هر کار کنی پشت سرت حرف زیاد است!

 

محمد حسین ملکیان


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 09:39 ب.ظ ] [ سید رضا هاشمی ]

می خواهم از نگاه تو هر اتفاق را

هر اتّفاق تازه و دور از فراق را

 

امروز در پیاله ی رنگین کمان بریز

باران نوبهاری این اشتیاق را

 

با چشم خود به قهوه ی تلخم شکر بریز

روشن کن از شرار محبّت اجاق را

 

ای روشنای سبزه و مهتاب، می شود

خاموش کرد با تو چراغ نفاق را

 

جاری شو ای صلابت هفت آسمان عشق

بشکن غرور بی سبب باتلاق را

 

تا از خیال عشق گذشت این «قصیده»ها

عطر «غزل» گرفت هوای اتاق را

 

ای ساده تر ز حادثه ی «دوست داشتن »

می جویم از نگاه تو هر اتّفاق را

 

مصطفی مهیمنی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 09:35 ب.ظ ] [ سید رضا هاشمی ]

به خیر اوست ولی شر حساب خواهد شد

گل است و وقت نوازش خراب خواهد شد

 

چقدر شرم در او وقت خنده شیرین است

که قند توی دل آدم آب خواهد شد

 

دمی که وا شود اخمش ز هم دو ابرویش

چو شاه بیت غزل های ناب خواهد شد

 

رخ اش همین که بیافتد درون فنجانم

در آن هر آنچه که باشد شراب خواهد شد

 

هوا اگرچه پر از ابرهای تیره شده

همین که سر برسد آفتاب خواهد شد

 

برای من به بزرگی رسیده از این رو

به اسم کوچک از این پس خطاب خواهد شد

 

جواد منفرد


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 09:34 ب.ظ ] [ سید رضا هاشمی ]

پریشان تو ام هرچند می دانم نمی دانی

چه حالی دارد ای گیسوکمند من پریشانی

 

سرانجام دل شوریده ام را می توان فهمید

از آن چشمان مست و تیغ های ناب زنجانی

 

من از اول اسیر بوسه و آغوش بودم، آه

خصوصا بوسه ی شیرین شورانگیز پنهانی

 

زبان عشق اگر مردم بلد بودند می دیدند

که چشمان تو استادند، استاد غزل خوانی

 

غزل عمری بدهکار اداهای تو خواهد بود

جنون مرهون من، این تازه مجنون خیابانی

 

چه در جان و دل زاهد گذشت از گردش چشمت

که می شد خواند از چشمش:"خداحافظ مسلمانی"

 

نه من تنها مقیم معبد عشق تو ام، پیداست

تمام شهر هم ذکر تو می گویند پنهانی

 

اگرچه سینه چاکان غم عشق تو بسیارند

یکی شان من نخواهد شد خودت هم خوب می دانی

 

کمال الدین علاءالدینی شورمستی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 09:33 ب.ظ ] [ سید رضا هاشمی ]

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردی

لیلا چرا پیراهن زیبا تنت کردی ؟ !

 

فرعون شهرم ، دل به دریا زد همان شب که

جادوگری با چشم های روشنت کردی

 

تو دخت چنگیزی که ما را مثل نیشابور

آواره ی دیوار چین دامنت کردی

 

من بچه بودم ، خوب و بد قاطی شد از وقتی

شوری به پا آن شب تو با رقصیدنت کردی

 

ما دست کم ، یک کوچه با هم رد پا داریم

یادی اگر از پرسه های با مَنَت کردی

 

دریا بیا ، آغوش شهر ساحلی باز است

ساحل نمیداند چه با پاروزنت کردی

 

بانو ! نمیگویی خدا را خوش نمی آید !؟

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردی

 

 محمد سعید مهدوی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 09:32 ب.ظ ] [ سید رضا هاشمی ]

لب های تو لب نیست ! عذابیست الهی

باید که عذابی بچشم گاه به گاهی

 

در لحظه دیدار تو ، گفتم که بعید است

چشمان تو من را نکشاند به تباهی

 

لب های تو نایاب تر از آب حیات است

تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی

 

این کار خدا بوده که یکباره بیفتد

در تنگ بلور شب من مثل تو ماهی

 

ای شاخه نبات غزل حافظ شیراز !

معشوقه ی مایی چه بخواهی چه نخواهی

 

میثم قاسمی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 09:32 ب.ظ ] [ سید رضا هاشمی ]

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت

بــاور نـمـی کــردم بــه آســـانی دلـم رفت

 

از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می گـرفـتـنـد

در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت

 

رفــتــم کـنــارش ، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!!

پـرسـیـد: شعـرت را نمی خـوانی؟ دلم رفت

 

مـثـل مـعــلـم هـا بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت

مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت

 

مــن از دیــار «مـنــزوی» ، او اهــل فـــردوس

یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت

 

ای کاش آن شب دست در مویش نمی بـرد

زلـفش که آمــــد روی پـیـشـانی دلم رفــــت

 

ای کـاش اصـلا مـــن نمی رفــتـم کــنــارش

امـا چـه سـود از ایـن پشیــمـانی دلـم رفـت

 

دیگـر دلـم ــ رخت سفیدم ــ نـیـست در بـنـد

دیـروز طـوفـان شد،چه طـوفـانی... دلم رفت

 

کاظم بهمنی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 09:31 ب.ظ ] [ سید رضا هاشمی ]

تعداد کل صفحات : 84 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
درباره وبلاگ

لینک دوستان
آمار و بازدید ها
کل بازدید:6903

تعداد کل مطالب : 835

تعداد کل نظرات : 1

تاریخ آخرین بروزرسانی : جمعه 4 اسفند 1396 

تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396